به همین سادگی

رمان آیات شیطانی

به محض پایان آخرین امتحان دانشگاه، اولین کتابی که در لیست مطالعات تابستانیم قرار داشت و مدتها به خودم وعده می دادم که خوندن اون رو شروع خواهم کرد، رمان آیات شیطانی نوشته سلمان رشدی بود. نیم ساعت پیش آخرین صفحه اش رو هم ورق زدم و مطالعه اش رو به پایان رسوندم. از سلمان رشدی قبلا دو رمان دیگه خونده بودم. یکی Midnights Children که علیه فرهنگ هند و عادات و سنت های اجتماعی و مذهبی اون بود و اون یکی رمان Shame که به بررسی اوضاع زندگی در پاکستان می پرداخت و فرهنگ و حاکمیت اون کشور رو مورد انتقاد شدید قرار میداد. اما هیچگاه موفق به خوندن رمان آیات شیطانی نشده بودم که یکی از دلایلش نایاب بودن این کتاب بود.

به لطف یکی از دوستان، لینک دانلود کتاب رو در اینترنت پیدا و شروع به مطالعه اش کردم. داستان آیات شیطانی از جایی شروع میشه که یکی از هواپیماهای مسافربری خطوط هوایی هند به نام بوستان (نام یکی از باغهای بهشت!) در مسیر لندن توسط چهار نفر آدمربا ربوده میشه. در ادامه چون کسی به خواسته هاشون توجه نمی کنه، هواپیما رو منفجر می کنن. در بین کشته شدگان دو مرد تولد دوباره پیدا می کنن: اسماعیل نجم الدین و صلاح الدین چمچا والا. در ادامه، داستان حول این دو شخصیت و تحولات فکری و روحی آنها چرخش می کنه. 

تا حالا پيش اومده از مشهد يا كرمان يك شيشه ادويه هفت رنگ بخرين؟ روز اول قبل از بسته بندي بار سفر، اين شيشه و محتوياتش زيباست اما وقتي به شهر خودتون مي رسين، خبري از اون رنگ ها و لايه هاي منظم نيست و همه چيز با هم قاطي شده! كتاب آيات شيطاني هم همين طوره. وهم و خيالات يه ديوانه كه روي كاغذ چيده شده و مقصودي جز تخريب چهره هاي مشهور دنياي اسلام به ويژه پيامبر اكرم(ص) نداره. اين رمان، قصه درست و درماني هم نداره. نويسنده در اين ٥٠٠ - ٦٠٠ صفحه، شخصيت خودش رو روي دايره مي ريزه؛ گاهي انگليسي انگليسي است و گاهي به شدت از جادو و جنبل و آيين ماقبل تاريخ هندوها كمك مي گيره.

مشكل سلمان رشدي به طور كلي با دين و خداست. اگه دقت کرده باشین در داستان هاش، انسان ها وقتي پيروز ميشن كه از خدا رو مي گردونند! اعتقاد به خداوند ريشه هر دين و مذهبيه، اما رشدي اين عنصر رو از زندگي خود و داستان هاش حذف مي كنه و نسخه اي كه براي بيماري الحاد و بي ديني تجويز مي كنه؛ جادو هست! جالبه كساني كه از انديشه او دفاع مي كنن، اغلب مدعيان دنياي صنعتي، واقع گرايي و تجربه گرايي هستن و هيچ نسبتي با ماوراءالطبيعه و جادو ندارن! 

اون بخش از كتاب آيات شيطاني كه سرزمين جاهليا را توصيف مي كنه كاملا با هدف توهين و تمسخر مقدسات اسلام نوشته شده و در اون چيزهايي به جبرييل، پيامبر، صحابه و همسرانش نسبت داده شده كه حتي بازگويي آن شرم آوره! بخش امروزي اين كتاب پس از دوران جاهليت، مربوط به انقلاب اسلامي ايران، تحقير نهضت مردمي و توهين به شخصيت امام خميني(ره) هست. رشدي در اين قسمت به قدري رو بازي مي كنه كه هر بچه اي مي فهمه از انگليسي ها پول گرفته و براي اون ها قلم مي زنه. سلمان رشدي سعي مي كنه انقلاب اسلامي را يك حركت ضددموكراسي، ضدآزادي و ضدعلم معرفي بكنه و از امام يه تصوير جاه طلب و شيفته قدرت ترسيم بكنه.

رشدي در دو بخش وهن اسلام و انقلاب اسلامي مثلثي درست كرده كه نام اضلاع و شخصيت هاي داستاني آن يكي هست. خالد، بلال، عايشه و جبرئيل در هر دو بخش حضور دارن. مقصد اصلي، تحقير قرآن و احكام اسلام، توهين به شخصيت پيامبر و امام و نفي انقلاب اسلامي است؛ اما براي اين كه بتونه به راحتي از دست مسلمانان و قوانين آزادي اديان و احترام به حقوق بشر فرار كنه، اين خميرمايه شيطاني را در قالب رمان مي ريزه. توهين به پيامبراني مثل ابراهيم(ع)، اسماعيل(ع)، مسيح(ع) و حضرت محمد(ص) و ايجاد سؤال در قيام مردمي هند، پاكستان و از همه مهمتر ايران شبيه يه توطئه از پيش برنامه ريزي شده هست، اون هم درست زماني كه شيعيان حكومت يك كشور استراتژيك خاورميانه اي مثل ایران رو به دست گرفته اند.

پی نوشت: آقای رشدی، خیلی دلم میخواست این چند خط نوشته من رو در مورد رمانت می خوندی و دست آخر ازت می پرسیدم که 850 هزار پوندی رو که بابت نگارش این کتابت از انگلیس گرفتی، واقعا ارزشش رو داشت که اینطوری با احساسات بیش از یه میلیارد مسلمان بازی بکنی و اعتقادات شون رو به سخره بگیری؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت   توسط علی پزشکی  |